مدیرمجتمع آموزشی مدارس دانشگاه صنعتی اصفهان
سال همدلی وهمزبانی دولت وملت را پاس می داریم
قالب وبلاگ

هرموجودی که دارای مرتبه پایین تر از حیات است، نسبت به حیات بالاتری که فاقد آن است"میت" و مرده محسوب می شود. مثلا "خاک" در مرتبه خاکی از حیات پایین تری که متناسب خاک است بهره مند بوده و نسبت به حیات بالاتر که حیات نباتی است، مرده محسوب می گردد.
حیات به عنوان کمالی از کمالات وجودی در اصل یک حقیقت است که دارای مراتب بوده و هر مرتبه ای دارای خصوصیات و آثار مخصوص به خود آن مرتبه است. در هر مرتبه ای از حیات، مرتبه خاصی از علم و اراده
وجود دارد یعنی علم و اراده که از آثار حیات و یا عین آن است، در هر مرتبه از حیات، متناسب با همان مرتبه است. هیچ وقت علم و اراده مخصوص به مرتبه ای از حیات را نمی توان در مرتبه دیگر حیات یافت.

تفاوت مراتب حیات با یکدیگر، در حقیقت تفاوت تشکیکی است و مانند تفاوت مراتب وجود با یکدیگر است. به نظر دقیق وجود و حیات جدا از همدیگر نیستند. با تفاوت مراتب وجود، مراتب حیات نیز متفاوت خواهد
بود، یعنی هر مرتبه ای از وجود غیر از مرتبه دیگر بوده و در نتیجه هر مرتبه ای از آن از مرتبه به خصوصی از حیات برخوردار است. به طوری که هر مرتبه از وجود، طور خاص و نحوه خاصی از وجود است، حیات مخصوص هر مرتبه از وجود نیز طور خاص و نحوه خاصی از حیات می باشد.

تفاوت تشکیکی مراتب حیات و نحوه خاص بودن هر کدام از مراتب آن، تفاوت تشکیکی آثار حیات و از جمله علم و اراده را به دنبال خود خواهد آورد،یعنی هر کدام از مراتب حیات طور خاصی از آثار و نحوه خاصی از
علم و اراده را خواهد داشت. هر مرتبه از حیات،مرتبه به خصوصی است و آثار معین و علم و اراده مخصوصی دارد.هر کدام از موجودات به تناسب رتبه وجودی خود از مرتبه مخصوصی از حیات و آثار و علم و اراده همان مرتبه حیات بهره مند می باشد. موجودی که از هر مرتبه معینی از حیات و آثارآن بر خوردار است مسلما مرتبه دیگر حیات را که آثار دیگر و علم و اراده دیگری دارد،نخواهد داشت و فاقد آن مرتبه از حیات و آثارآن خواهد بود.
از باب مثال، نبات که مرتبه خاص و طور خاصی از وجود است، به تناسب رتبه وجودی خود، از مرتبه معینی از حیات برخوردار می باشد. نبات، حیات مخصوص به خود را واجد است و همین نبات، فاقد مراتب دیگر حیات است و مثلا حیات حیوانی و حیات انسانی و هر حیات دیگری را غیر از حیات معین خود فاقد می باشد.

شریان حیات از نظر قرآن

دقت و تامل در آیات قرآن کریم و تعمق در اشارات آنها این حقیقت را نتیجه می دهد که حیات در همه موجودات، شریان دارد. آیه 44 سوره اسراء می فرماید: و چیزی نیست مگر اینکه تسبیح می کند خدای متعال
را به حمد او و لکن شما انسانها تسبیح آنها را نمی دانید و نمی فهمید.

از این آیه و اشارت های آن، موضوع بهره مند بودن همه اشیا از حیات و علم و اراده استفاده می گردد، آن هم به نحوی که ما انسانها محجوب از آن می باشیم. ما بر اساس جهل به مراتب حیات، از اطوار مختلف
حیات موجودات و از آثار حیات آنها از قبیل علم و اراده، و نیز از تسبیح آنها محجوب بوده و شعور به حیات و علم و اراده و تسبیح آنها نداریم. به این معنی که اگرظرفیت علمی بالاتری داشتیم می توانستیم حیات هر چیزی و علم و اراده و تسبیح آن را بیابیم و با خبر باشیم.

خداوند متعال در آیه های 19و 20 و21 سوره فضلت می فرماید: و روزی که دشمنان خدای متعال محشور می گردند و به سوی آتش برده می شوند. وقتی به آتش می رسند گوشها و چشم ها و پوست بدن و جوارح آنان به اعمال و گناهان آنها شهادت می دهند و آنان به جلود خود می گویند که چرا بر علیه ما شهادت دادید؟ در جواب می گویند خدایی که همه چیز را به سخن آورده است ما را به سخن آورد و گویا نمود. و اوست که شما را خلق نمود و به سوی او بازگشت می کنید و برگشت داده می شوید.

از تعبیرات این آیات، مخصوصا از تعبیر "قالوا أنطقنا الله الذی انطق کل شیئی"حیات و علم و اراده سمع و بصر و جلود، استفاده می گردد و اینکه سمع و بصر و جلود انسانها از حیات و علم و اراده متناسب با
رتبه وجودی آنها بهره مند بوده و به اعمال صاحبانشان علم داشته و در روز قیامت بر اساس علمی که دارند با انطاق خدای متعال به نطق آمده و شهادت می دهند. اگر اینها علمی نداشتند مسلما شهادت آنها مفهومی نداشت و شهادت نبود. شهادت شهود در روز قیامت برای اتمام حجت می باشد و این در صورتی معنی و مفهوم پیدا می کند که شهادت دهنده متحمل مسئله ای که به آن شهادت می دهد باشد، یعنی شهادت دهنده به آنچه شهادت می دهد علم داشته باشد ، آن هم علمی که شهادت بر اساس آن،شهادتی باشد که اتمام حجت می کند و هیچ گونه شبهه و یا ابهامی در تحقق مسئله مورد شهادت باقی نماند.

پیداست که شهادت هم شهادت خاصی خواهد بود. حقیقت این است که دست و پا و سمع و بصر و جلود و هر عضوی از اعضا، از حیات مخصوص به خود آنها و از علم و شعور مخصوص به خود آنها برخوردار بوده و هر کدام برای خود و به تناسب رتبه وجودی خود از حیات و علم بهره مند می باشد و با اعمال خود و یا به اعمال صاحبش علم دارد و می داند و در روز قیامت با انطاق حق به تکلم می آید و آنچه را می داند و متحمل آن است، می گوید.

از این قبیل اشارات و آیات و نکات آنها این حقیقت استفاده می گردد که حیات و علم و اراده در همه وجود و در همه موجودات سریان داشته و همه موجودات حیات دارند و مرده به معنی فاقد حیات در میان موجودات وجود ندارد. بنابراین قرآن کریم همه موجودات را دارای حیات و علم و اراده می داند و اینکه هر موجودی برای خود، حیات و علم و اراده دارد و ما انسانها بر اساس محدودیت علمی خود از دریافت آن، یعنی از دریافت نحوه ها و اطوار مختلف و مراتب متنوع حیات و علم و اراده محجوبیم.

(پورتال وزارت آموزش وپرورش)

[ ۱۳٩٢/٤/٢٦ ] [ ۸:۳٧ ‎ق.ظ ] [ مدیر مجتمع آموزشی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

لینک های مفید
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

Check Google Page Rank Online User
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
Online User

نیت کنید و اشاره فرمایید