مدیرمجتمع آموزشی مدارس دانشگاه صنعتی اصفهان
سال همدلی وهمزبانی دولت وملت را پاس می داریم
قالب وبلاگ

ارتباط مؤثر والدین تأثیرگذار

 

در دنیای امروز که «عصر ارتباطات» نامیده می‌شود، هر انسانی که بتواند با دیگران، حتی با اشیاء اطراف و لحظه‌های زندگی‌اش ارتباط خوب و مؤثری را برقرار نماید، انسان موفقی است.

امروزه با توجه به فاصله گرفتن بسیار زیاد «دنیای فرزندان» با «دنیای والدین» بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند که: «اختلاف نسل‌ها» به «گسست نسل‌ها» تبدیل شده است.

اغلب والدین از اینکه کمتر می‌توانند بر فرزندانشان تأثیری مطلوب بگذارند و فرزندانشان به حرف‌های آنها گوش نمی‌دهند و ارزش‌های خانوادگی را که برای والدین اهمیت دارد، رعایت نمی‌کنند، گله‌مندند و می‌پرسند چه کار کنیم تا در ارتباط با فرزندانمان تأثیرگذاری بیشتر و مطلوبتری داشته باشیم؟ در مقابل بسیاری از فرزندان به ویژه نوجوانان نیز گله‌مندند که چرا والدین به حرف‌های آنها گوش نمی‌دهند و آنها را درک نمی‌کنند و در ارتباط با آنها بیشتر دستور می‌دهند و نصیحت می‌کنند؟

در پاسخ این دو گروه باید گفت دلایل عدم ارتباط خوب، نداشتن «باورها و مهارت‌های ارتباطی» مناسب است. و چون آدم‌ها محصول عادت‌ها هستند بهتر است با کشف راههای جدید ارتباطی عادت‌ها را شکست. گام اول کسب آگاهی و اطلاعات درست و یافتن روش‌های ارتباط جدید و مؤثر است.

 تعریف ارتباط مؤثر

ارتباط مؤثر رابطه‌ای است که در آن شخص به گونه‌ای عمل می‌کند که در آن علاوه بر اینکه خودش به خواسته‌هایش می‌رسد، افراد مقابل نیز احساس رضایت دارند.

 

انواع ارتباط بین فردی

1- ارتباط قدرت مدار خود محور

شخصی که چنین رفتاری دارد معمولاً:

  • می‌خواهد نظر خودش را به دیگران تحمیل کند.

  • حوصله گوش دادن به حرف‌های دیگران را ندارد.

  • بیشتر نصیحت می‌کند، پند و اندرز می‌دهد.

  • رفتارش مستبدانه و دیکتاتوری است.

  • حرف، حرف خودش است، دائم فرمان می‌دهد.

  • دیگران را از عاقبت کارهایشان می‌ترساند.

  • اینگونه اشخاص در درون خود اغلب احساس گناه و خجالت دارند.

  • از دیگران واکنش‌های منفی دریافت می‌کنند و مقبولیت چندانی ندارند.

  • دیگران از آنها کناره‌گیری می‌کنند یا با آنها با رنجش و عصبانیت برخورد می‌کنند.

  • اینگونه افراد معمولاً تنها می‌مانند.

    با رفتار تلافی‌جویانه دیگران روبرو می‌شوند اما تقصیر تمام این ها را متوجه دیگران می‌دانند و آنان را سرزنش می‌کنند.

     2- ارتباط منفی و منفعل: در این روش شخص آگاهانه سعی می‌کند:

    - از درگیری اجتناب کند حتی اگر نتیجه‌اش رنج بردن خودش باشد.

    - به جای عمل، عکس‌العمل نشان می‌دهد.

    - خواسته‌های دیگران را به خواسته‌های خود ترجیح می‌دهد و اطرافیان هم بیشتر از رفتار او سوء استفاده کرده و از طرف آنها تصمیم می‌گیرند و سهم آن ها را در رابطه انکار می‌کنند یا به آن ها کار بیشتری ارجاع می‌دهند.

    زمینه اینگونه رفتارها بیشتر عامل ترس است:

  • ترس از باختن در درگیری‌ها از سویی و نیاز به آبروداری از سوی دیگر.

  • ترس از روبرو شدن با عدم قبول و توافق دیگران از سویی و نیاز به مورد محبت قرار گرفتن و به هر قیمتی مورد قبول بودن از سویی دیگر.

  • ترس از طرد شدن و عدم اهمیت دیگران به اندیشه‌ها و عقاید خود.

  • ترس از دست دادن کنترل اخلاقی و رنجاندن دیگران.

  • معمولاً چنان تحت تأثیر احساسات و هیجانات قرار می‌گیرند که حتی عادی‌ترین خواسته‌هایشان را هم نمی‌توانند بیان کنند.

  • اغلب عصبانی، مأیوس، رنجیده، انزواطلب و غیراجتماعی‌اند.

  • در درون خود دائماً احساس نگرانی، نارضایتی و رنجش دارند.

     3- ارتباط مثبت و مؤثر: شخصی که رفتاری مثبت و تأثیرگذار دارد:

    - در درجه اول با خودش و درونش رابطه‌ای آگاهانه دارد.

    - خود و دیگران را آنطور که هستند می‌پذیرد.

    - به نیازها، احساس‌ها، افکار و ارزش‌های خود واقف است.

    - به رهبری اراده خود برای تأمین نیازهای خود فعالیت می‌کند.

    - در صورتی که در این زمینه به کمک دیگری نیاز پیدا کند، آن را بیان می‌کند و از دیگران کمک می‌خواهد و در عین حال برای دیگران و حقوقشان هم احترام قائل است.

    - از سلامت روانی برخوردار است.

    - برای کسب حقوق خود مقاومت می‌کند.

    - مستقیماً رابطه برقرار می‌کند.

    - می‌تواند احساس‌ها، خواسته‌ها و عقاید خود را صادقانه بیان کند.

    - قابل اعتماد، سازگار، باز و روراست است.

    - نظر و اراده خود را به دیگران تحمیل نمی‌کند.

    - به حقوق دیگران آسیب نمی‌رساند.

    - از عزت نفس بالایی برخوردار است و برای رسیدن به خواسته‌هایش قدم اول را برمی‌دارد.

    راههای کسب ارتباط مؤثر در خانواده

    1-فرزندانمان را همانگونه که هستند بپذیریم، نه اینکه بخواهیم آنها را در قالب خواسته‌های خود شکل بدهیم.

    2- اگر یکی از رفتارهای فرزندمان، مثلاً سخن‌چینی او برایمان قابل پذیرش نیست، همان رفتار را زیر سؤال ببریم نه کل شخصیت او را مثلاً بگوییم سخن‌چینی تو کار بدی است، نه اینکه «تو بچه بدی هستی»

    3- وقتی مسأله‌ای به وجود می‌آید اول مالکیت مسأله را معین کنیم که مسأله متوجه چه کسی است یا چه کسی را ناراحت کرده است. آیا مسأله مربوط به ماست، مربوط به فرزندمان است یا نوع رابطه مسأله دارد.

    (معمولاً کسی که ناراحت شده مالک مسأله می‌باشد). مسؤولیت و مالکیت خودمان را به عهده بگیریم و آن را با پیام «من» بدون مقصر دانستن یا سرزنش دیگران بیان کنیم و به دیگر اعضای خانواده اجازه و فرصت دهیم که به احساس ما احترام بگذارند و رفتارشان را طوری تغییر دهند که مسأله حل شود. مثلاً: «من» امروز خسته‌ام لطفاً صدای تلویزیون را کمتر کنید.

    4- اگر فرزند مسأله دارد، سعی کنیم مسؤولیت و مالکیت مسأله را به خود او واگذار کنیم و با گوش دادن فعال و همدلی، توجه کردن بدون سرزنش کردن، مقصر دانستن و ارائه راه حل به او، کمک کنیم که خودش به راه حل برسد. در این صورت بهتر به آن راه حل عمل خواهد کرد و به استقلال و خودباوری بیشتری می‌رسد.

    5- در صورتی که نوع رابطه مسأله دارد، مسأله را به روشنی مشخص کنیم و با شرکت تمام افراد درگیر مسأله و یادداشت تمام راه‌حل‌های ممکن که از طرف همه افراد بیان می‌شود، به راه حلی برسیم که مورد توافق همه باشد. در عین حال برای عمل به راه حل، زمانی را در نظر بگیریم، در صورتی که راه حل مورد توافق در زمان مقرر به نتیجه نرسید دوباره سعی کنیم راه حل تازه‌تری را انتخاب نماییم. به بیان دیگر: «اگر یکبار راه حلی را انتخاب کردیم و به نتیجه نرسیدیم یعنی باید راه دیگری را انتخاب کنیم.»

    6- در صورتی که مشکلاتمان در مورد اختلاف نظر در ارزش‌هاست، دقیقاً به فرزندانمان گوش بدهیم و در صورتی که ارزش مورد علاقه او تناقضی با ارزش‌های مهم اعتقادی و فرهنگی ما نداشت، بگذاریم به آن عمل کند. در عین حال بگوییم که ما آن را دوست نداریم و اگر تناقضی داشت سعی کنیم با گوش دادن به صحبت‌های او و بیان نظرات خود بر ارزش‌های او تأثیر بگذاریم که از طریق عمل کردن به ارزش‌های خود (الگو قرار گرفتن) و یا در میان گذاردن عقاید، دانش و تجربیاتمان (مشاوره) می‌توانیم بر ارزش‌های او تأثیر بگذاریم، فقط نباید حرفمان را زیاد تکرار کنیم بلکه بایستی به او فرصت دهیم تا در مورد حرف‌هایمان فکر کند و خودش تصمیم بگیرد.

    7- راه حلی را انتخاب کنیم که دو طرف برنده باشند نه اینکه در انتها یک طرف بازنده شود، یعنی (همیشه به دنبال این باشیم که «برد، برد» بیافرینیم).

    8- در مقابل مقاومت دیگران، آن مقاومت را تأیید کنیم. مثلاً بگوییم: «اگر من هم بودم، همین احسساس را داشتم» چرا که: «این مقاومت ما در مقابل مقاومت دیگران است که مشکل‌آفرین است نه مقاومت دیگران به تنهایی».

    9- چون نگرش و دنیای هر فرد با دیگری متفاوت است یقیناً انسان‌ها، دنیا را متفاوت درک می‌کنند پس با آدم‌های متفاوت بایستی برخوردهای متفاوت داشت. به تعبیری: «اول باید به دنیای دیگران پا بگذاریم بعد آنها را به دنیای خود با دیگری هدایت کنیم.»

    10- بر این باور باشیم که هم من خوبم و هم فردی که با او ارتباط برقرار می‌کنم تا در ارتباط به تفاهم برسیم، مشکل امروز خانواده‌ها عدم تفاهم نیست بلکه سوء تفاهم است. پس به نقل از «آلبرت هریس» با خود بگوییم: « من خوبم، شما خوبید.»

     


 

[ ۱۳٩۳/٩/۳ ] [ ٤:۱٤ ‎ب.ظ ] [ مدیر مجتمع آموزشی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

لینک های مفید
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

Check Google Page Rank Online User
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
Online User

نیت کنید و اشاره فرمایید